خرید بک لینک

A: همچنان دارم به سیامک عباسی گوش میکنم و جالبه خسته هم نمیشم :) اما عمیقا دلم میخواد ده بار دیگه فیلمهای After رو ببینم.

B: امیدوارم فردا با کلی عشق و حس خوب از خواب بیدار بشم و بتونم برم دنبال زندگیم =) با کلی برنامه و بدو بدو... 

برچسب: نویسنده: یونا حسینیان تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 16:27

A: آهنگ گلوله خوردن از روزبه بمانی داره تو گوشم پلی میشه و کل امروز داشتم به این فکر میکردم من چرا اینجا به دنیا اومدم؟ خستهام از اینجا... از اینجا... از این مردم مسموم... حالم از این مردم مسموم به هم میخوره... دلم میخواد برم... دلم میخواد از این دنیا برم... احساس میکنم هیچ خدایی وجود نداره وگرنه چرا باید دنیای لعنتی اینجوری باشه؟ میگه ماها رو بغضمون یه شب میکشه... الان که دارم مینویسم حتی برای یک نفس اشکام بند نمیاد... صدای ما به گوش کی میرسه؟ به چی میرسه؟... به هیچجا... به هیچکس... خستهام از هر چی نگاهه... از همه چیز بدم میاد جز یکی دو نفر... که قطعا روزبه بمانی، برای من یه صدای ماندگاره تو تمام لحظات سختم... تو تموم لحظاتی که این دنیای لجنزار رو برام تبدیل به یه بهشت یک وجبی کرد... همیشه تو صدای این آدم یه غمه... همون غمی که نمیشه دربارهاش حرف زد اما اینقدر بزرگه که کاملا حس میشه... کاملا... مثل غم من... که بزرگه تو قلبمه... نمیدونم دلم برای این مردم میسوزه یا ازشون بیزار و متنفرم... فقط میدونم اگر یک حق انتخاب داشتم قطعا مرگ بدون درد بود... مرگ لحظهای...B: دلم برای خندیدن از ته دل تنگ شده... فکر میکنم دارم افسرده میشم... یا دارم میمیرم کم کم... انگار آدم میفهمه... دیگه نمیتونه... نمیکشه... ولی فردا دوباره باید از خواب بیدار شم و مثل سگ بدوام تا همین حالا بتونم دوباره بشینم این پشت و بنویسم... این دومین شبیه که مینویسم... نمیدونم چندشب دیگه هستم که بنویسم... نمیدونم... فقط اینقدر دلتنگم و نمیدونم برای کجا و کی، که نفسام خیلی سنگین شده... خیلی سنگین...

برچسب: نویسنده: یونا حسینیان تاريخ: دوشنبه 20 تير 1401 ساعت: 16:27

صفحه بندی